و مهرش تا ابد در دلم جای دارد
تو بهترین گل ، میان شهر گلهایی
تو رنگ آفتابی ، شب که می رسد
مثل ستاره گویا مهتابی
مامان خوب خودم...مهربونترین...نه با واژه و نه با هیچ کاری نمی تونم زحمات تو عزیز رو جبران کنم...تو که از پاکی دلت و مهربونی خالصت شغل پرستاری رو انتخاب کردی و همیشه و همیشه برای همه مادر بودی....تو که فداکاری ناب رو تو وجودت و مظلومیت صرف رو تو نگاهت دیدم..عزیز دلم کیلومترها ازت دورم و فرصت دستبوسی تو عزیز رو ندارم و این خیلی آزاردهندست...فقط اینکه دنیا دنیا دوستت دارم و به وجود نازنینت افتخار میکنم....روزت مبارک برکت خونه
روزشون مبارک باشه
شما هم همسایه بودید و ازدواج کردید؟ چه جالب...مثل ما...فقط ما بعد از 5 سال و بدون دوستی عقد کردیم...من 27 سالمه و همسری 28...تازه هنوزم بعد از 4 سال عقدیم..ایشالا نزدیک ازدواجمونه
ممنون عزیزم..بله همسایه بودیم..انشا الله خوشبخت و شاد باشید
سلام عزیزم
از ته دل از خدا میخوام هر چه سریعتر خانواده عزیزت خصوصا مادرتو از نزدیک ببینی
واقعا دوری از مادر خیلی سخته
سلام..ممنونننننننننننننننننننننن از لطفت..واقعا سخته
روز تو هم مبارک خانومی....
روز خودت هم مبارک بانو