X
تبلیغات
نماشا
رایتل

خانومی و قوقول

روزمرگیهای زندگی قشنگ ما
سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1394

شب یلدا

شب یلدا هم شکر خدا به خوشی و خوبی برگزار شد.....

تنها کاری که من کرده بودم گذاشتن ظرف روی میز و دم کردن چایی بود......

بقیه کارها و تدارکات همش با مامانم و مامان همسر بود......

الهی بگردم، مامان به خاطر ترافیک دیرتر از چیزی که به من گفته بود رسیدن،البته کسی نیومده بود ولی تند تند همه چیز رو آماده کرد.......

انار دون شده،،،،آجیل شب یلدا،،، باسلوق،،،،میوه،،،،،،،شیرینی،،،،،،تخمه بو داده شده و تنقلات ،،،،،،و برای شام هم سالاد الویه........

مامان همسر هم انار دون شده و آجیل و کیک تولد همسر و کتلت برای شام......

با کمال افتخار مادرجونم رو هم مامان با هر سختی بود آورده بود و دختر خاله و دکتر فرشته هامون هم بعد از مطب به ما ملحق شد....

منم فقط نشسته بودم و پاهای بادکنکی رو زیاد تکون نمیدادم......

مامان یک کتاب فال حافظ هم آورده بود و بابا مثلا فال گرفت....ولی فال خوبی بود و شب یلدایی......

چون خواهر و برادر همسری باید سمت خونه همسرانشون هم میرفتن، مراسم کیک و کادو و عکس رو اول از همه برگزار کردیم.....

کادوهای همسری همه به صورت نقدی داده شد.....دست همگیشون درد نکنه.....

من هم که روز قبلش با همسری رفتیم جین وست و براش یک کفش و پلیور کادو گرفتم....دیگه امسال سورپرایز نشد که بشه.....البته اول رفتیم کیا گالری که من یک سری دستبنهای ترکیب چرم و طلا دیده بودم برای همسر، که گفت زیاد به کارش نمیاد........

اینم دو تا عکس نصفه و نیمه یلدایی