X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

خانومی و قوقول

روزمرگیهای زندگی قشنگ ما
یکشنبه 8 آذر‌ماه سال 1394

30 هفته و 5 روز

فرشته های قشنگ و کوچولو من.....دیروز نوبت چکاپ داشتیم و با بابایی رفتیم .........

خدا رو هزار مرتبه شکر همه چیز خوب بود و شما هم هیچ مشکلی نداشتین و انشالله خدا بخواد تاریخ زایمان برای 14،15 دیماه اعلام شد.

حرکات واضح شما لذتبخش ترین بخش این دورانه.....یک وقتهایی فکر میکنم جاتون کمه واسه همین موقع تکون خوردن گیر میکنید و من هم نمی تونم کمکتون کنم.....

کاشکی میشد این حس رو یک جوری ذخیره کرد تا همیشه....

راستی دختر خاله وسطی هم براتون نینی لای لای کادو خریده و آورده.....

قربونتون، چیزی کم ندارین و من فقط به این فکر میکنم که اگر بخوایم از اینجا بریم من حتما باید همه وسایلتون رو ببرم چون اصلا دلم نمیاد این هایی که با عشق براتون خریداری شده اینجا بمونن.....

البته فعلا خبری از رفتن نیست...گفتم اگر !!!!!!

خواهری قشنگم هم چند تا تیگه چیزهایی که خودم خریده بودم قبلا و تو ایران پیدا نکردم،آنلاین برام خریده،،،،،کیسه خواب تابستونی.....عزیز دلم دستت درد نکنه....

مامان گلم هم با کلی شوق و ذوق تشک کوچیک دوخته برای خونه خودشون.....دو تا دیگه هم پیرهن بارداری برای من.....قربون دل مهربونت عزیزم....

جمعه هم که رفتیم خونه مامان اینا باز هم با آذوقه یک هفته برگشتیم.....کلی خورشت و غذا.....آخه کی با این دست درد و بی حسی تو دستاش حال آشپزی داره؟؟

اسم هم تقریبا انتخاب و اکی شده......

خدایا همه عزیزانم رو در پناه خودت حفظ کن......

آمین