X
تبلیغات
نماشا
رایتل

خانومی و قوقول

روزمرگیهای زندگی قشنگ ما
دوشنبه 18 آبان‌ماه سال 1394

قد یک ارزن

فرشته های من،،،،به سلامتی خریداتون انجام شد....با

با مامانم و همسری رفتیم خیابون بهار و هر چی مونده بود خریدیم....

تخت هاتون که به جای چوبی تخت و پارک برداشتیم که چون جامون خیلی بزرگ نیست بهتره و کلا راحت تره هم حمل و نقل و هم همه چیش،،،تا 3 سالگی بعدم باید ببینیم

موندنی هستیم یا نه....

صندلی ماشینهاتون رو هم گرفتیم و به جای کریر براتون سبد حمل خریدیم....

کلی ریزه میزه هم گرفتیم،،،،،تا اینجا به غیر از کادوهای ارسالیتون از کانادا، 10 تومن براتون خرید کردیم قربون جونتون،،،،مبارکتون باشه....یک میلیون مادر جون،،،یک و نیم میلیون خاله کوچیکه و یک میلیون هم خاله بزرگه کادو دادن،،،دستشون درد نکنه....

دست مامانم درد نکنه که کلی زحمت کشیده این مدت و حالا هم در حال بافتنی برای شما جوجه هاست.....

خونه مامان اینا هستم،،،همسری جواب آزمایشات را گرفت و منم برای دختر خالم فرستادم...خوشبختانه همه چیز خوب بود فقط یک مقدار خیلی خیلی جزیی عفونت ادراری بود که گفت 10 شبی سفکسیم 400 بخورم....

شانس آوردم خونه مامان اینا هستم چون سرما خوردم بد جور....دیگه اگر رسیدگی فرشته مهربون که مامانم باشه نبود واقعا اوضام خراب میشد...

کلی بخور بابونه دادم،،شیر و شلغم خوردم،،،دمکرده بابونه عسل و زنجبیل خوردم،،آب لیمو شیرین و پرتقال تا بدون دارو نیوفتادم...هنوز کامل خوب نیستم ولی خیلیییی بهترم....

دلم برای همسری کلی تنگ شده..قد یک ارزن