X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

خانومی و قوقول

روزمرگیهای زندگی قشنگ ما
شنبه 18 مهر‌ماه سال 1394

23 هفته

امروز وارد هفته 23 شدم،،،،،،حدودا 10 روزی میشه که حرکت فرشته هامو حس میکنم.....مثل ماهی تو دلم وول میزنن......آخی عزیزای من،،،،،،،

با همسرم و بچه ها کلی آلبوم سبزه ریزه میزه رو گوش میدیم......آهنگهای کودکانه که بر اساس دستگاههای ماهور و بیات اصفهان و گوشه های آوازی ایرانی و سنتی خودمون تنظیم شده و حمید جبلی می خونه..........

براشون کتاب می خونم و با باباشون هم باهاشون حرف میزنیم........سرویس تخت و کمدشون اومده و مامان عزیزم خودش کلی ذوق خریدنشون رو داشت........

وسایل و لباس هم که کلی از م ا ل زی آوردیم و به سفارش مامان گلم همه چی تکمیل هست ولی هنوز برای چیدن زوده....میترسم خاک بگیرن......


مامان و مامان همسرم کلی بهمون میرسن،،،،،،کلا کلی هوامونو دارن......فرشته هامون هم کلی براشون دعا میکنن....


سرفه هام شکر خدا تموم شده،،،،لثه هام هم خوب شدن ولی بد جور درگیر کمر درد و پا درد هستم،،،،،،سیاتیک بارداری که تیر کشیدناش صبرم رو طاق کرده...

روزها باز هم قابل تحمل تره ولی وای از شب،،،،،،تا مغز استخونم تیر میکشه،،،نمی تونم این پهلو به اون پهلو بشم،،،،،،پریشب نشسته رو مبل خوابیدم......


امروز زنگ زدم کلاس خانم روستا وقت گرفتم برای مشاوره....گفتن الان ماساژ بارداری ندارن ولی برم ویزیت ببینم چی برام مناسبه......در مورد کارگاههای پدر هم ببینم شرایط ثبت نام چیه.......


دیشب هم تولد پسر عموم بود....خوش گذشت......دلم برای جمع خونواده بابا کلی تنگ شده بود.....