X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خانومی و قوقول

روزمرگیهای زندگی قشنگ ما
یکشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1394

شلوغ پلوغ

خیلی وقته که ننوشتم....منتظر معجزه بودم که پستم رو با اون شروع کنم که خوب در ظاهر و بر اساس دریافتهای عقل ناقص من هنوز معجزه ای رخ نداده.

هنوز مابین خونه مامان و مادر شوهر در حرکت و اسکان گرفتن هستیم...

خونه خودمون اول اردیبهشت خالی میشه ولی خانواده همسر پیشنهاد دادن که اونو بفروشیم و اونام خونه نوسازشون رو بفروشن و این خونه فعلی رو به جای مال خودمون بدن به ما و خودشون یک خونه حیاط دار بگیرن که قرار بود آخر اردیبهشت انجام بشه و متاسفانه افتاده برای اواخر تیر..........


اعصاب ما دو تا هم در هونگ در حال له شدنه.....هر چند خونه مامان اینا خیلی راحتیم ولی هر چی محبت کنن یا راحت باشی بازم معذبیم دیگه.........


با یک مرکزی صحبت کردم و ازم پروپوزال خواستن که نوشتم و این هفته تحویل میدم که اگر خدا بخواد خیلی خوبه اگر نه که من تمام فیسم می خوابه و مود دپرسیم وارد مرحله حاد خودش میشه................


همسر در حال انجام تدارکات کار خودشه و قرار شده فقط تا هفته اول اردیبهشت منتظر جواب اون گروهی که ازش همکاری خواستن میمونه...دیگه زیادی علافمون کردن....اگر نه خودش استارت خواهد زد.


به شدت هر چه تمام تر دلتنگ سرزمین سبز استوایی هستم و بر عکس همسرم همش تو حال و هوای اونجام....


باید یک برنامه ریزی داشته باشم....

چند تا کار دارم که باید شروع کنم...


اول از همه دنبال یک دندانپزشک ماهر و منصف هستم چون دو تا کار روکش دندون دارم

دوم ثبت نام چند جلسه کلاس رانندگی تا این گواهینامه بدبخت مورد استفاده قرار بگیره و ترسم بریزه

سوم ثبت نام کلاسهای مدیریت مهد هست که برای گرفتن مجوز کارم باید شرکت کنم که برای اون مشتاقم ولی اواخر اردیبهشت شروع میشه

چهارم اینکه برای شبها با همسر برنامه پیاده روی بزارم که این هیکل خرس یک کم تکون بخوره...واقعا شرم آوره

پنجم باید برم دنبال گواهی عدم سو پیشینه 

ثبت نام آیلتس آزمایشی

شروع به خوندن برای آیلتس اصلی...وای وای بازم این امتحان استرس زا...فقط خوبه این بار جنرال می خوام نه آکادمیک


آهان راستی روز 4-5 عید هم یک 206 خریدیم که اگر خدا بخواد دیگه واقعا با این یکی رانندگی کنم.


خدایا ای خدای بزرگ من واقعا دوباره داره مود خل و چلیم عود میکنه...فقط خواهشا مثل سگ پشیمون نشم...خدایا مددی