X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خانومی و قوقول

روزمرگیهای زندگی قشنگ ما
شنبه 15 شهریور‌ماه سال 1393

بره تو دلی

بره تو دلی ما خدا رو شکر جاش خوبه.......5 شنبه وقت دکتر داشتم....نیم ساعت زودتر از مدرسه اومدم و با همسر رفتیم ولی خدا میدونه چه ترافیکی بود....آدرس رو که طبق معمول جی پی اس پیدا نمی کرد.....از مطب هم هی زنگ میزدن که میای؟ نمیای؟ کجایی؟ با بدبختی جی پی اس یک جا رو پیدا کرد و لحظه آخر رسیدیم دم درش و دیدیم.....به به اصلا اینجا اونجا نیست....دکترم ماشا الله 2 ساعت بیشتر مطب نبود و خلاصه نرسیدیم :(


قرار رو برای صبح شنبه که تعطیله گداشتیم و امروز با بدبختی آدرس رو پیدا کردیم.......

یک پروفسور چینی و تقریبا مسن و خوشرو بود.......سونو انجام داد و قلب بره تو دلی ما رو که تند تند میزد نشونمون داد...گفت جای جفت و بچه خوبه و شکر خدا مشکلی نیست و برو ماهی 1 بار بیا چکاپ.........


خدایا شکرت...کوچولوی ما خیلی بی سروصدا و آروم اومد تو دلم و خیلی هم آروم و بی هیچ اذیتی نشسته سرجاش...عزیزم...........تو چقدر مظلومی آخه :)


با همسری رفتیم شیرینی این کوچولو، نهار چلوکباب ایرانی خوردیم و همسرم که میدونه من عاشق کباب برگم بی هیچ سوالی همون رو برام سفارش داد که خیلی چسبید........


خدایا همیشه هوامونو داشتی....دستمون رو رها نکردی...همه کارها رو خودت جور آوردی...تو رو به بزرگیت قسم اگر صلاحمون به این رفتن و برگشتنه خودت مقدماتش رو برامون فراهم کن.......5 ماه وقت زیادی نیست.........

خدایا بره تو دلی رو هم به خودت سپردم.......