X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

خانومی و قوقول

روزمرگیهای زندگی قشنگ ما
یکشنبه 26 آذر‌ماه سال 1391

ارز دانشجویی

دیروز بالاخره ارز دانشجویی رسید دستمون.مامانم طفلک کاراش رو تو ایران انجام داد و رسوند دست دوستش که داشت برای دیدن دختراش میومد برامون آورد.دیروز همون موقع پول رو تبدیل کردیم و به قول همسرم تا ریختیم به حسابمون چند کیلو وزن کم کردیم که اتفاقی نیفته...

امروز هم با یکی از دوستان مالایی و خانمش از صبح رفتیم دنبال ماشین و خدا رو شکر موفق به خرید یک عدد Nissan Sentra مدل 97 شدیم.آلبالویییییییییییییییییییییی خیلی خوشرنگ.اول می خواستیم کمتر پول بزاریم ولی چیزای بدرد نخور نشون میدادن که بعضا داخلش داغون بود به تمام معنی.یعنی اصلا رغبت نمی کردی بشینی توش یا فرمونش رو دستت بگیری.اینم مدلش تقریبا قدیمیه ولی ظاهرش و داخلش و از نظر فنی خیلی خوب بود.حدود 17 میلیون به پول خودمون شد که خوب در اصل این پول خرج نشد و هر وقت بفروشیم دوباره پوله البته با 2یا 3 هزار تا افت قیمت....کلا اینجا ماشین خیلی گرونه.....

مابقی پول هم رفت تو حساب و انشا الله که همون بصورت پس انداز باقی میمونه و خرج نمیشه.......خدا جون شکرت.....

جمعه شب هم به دعوت مدرسمون توی یک هتل برای شام آخر سال مهمون بودیم.با همسری رفتیم و خیلیییییییییییییییی خوش گذشت....یک هتل خیلی شیک و دنج.....یک سالنش برای مدرسه ما رزرو شده بود کلی پذیرایی و آبمیوه و دسر و غذا و .....مدیرمون بازی هم ترتیب داده بود و بعدم کادو به کارمندای تازه استخدام شده و بعدم کادو به همه کارمندا...آخر سر هم کادوهایی که معلمها برای همدیگه خریده بودن داده شد...کسی نمی دونست کی براش کادو گرفته...جالبش این بود....به ماهایی هم که با همسرامون رفته بودیم به همسران هم کادو دادن...کادوها همش وسایل بهداشتی شامل شامپو ،کرم، مرطوب کننده،لوسیون بدن و ماسک صورت و لب و چشم و ... از این چیزا بود.....یک عکاس هم بود و کلی ازمون عکس و فیلم گرفتن...شب خیلی خوبی بود......

خداجون بازم شکرت برای همه حمایتهایی که از ما تو کشور غریب میکنی............انشا الله که هیچ کس تو هیچ کشوری مخصوصا تو غربت درمونده نشه......


پینوشت: خوندن وبلاگ ساچلی داغونم کرد........